کتاب به یادم شمعی روشن کن/ فردا شب هم وقتی که هنری به دنبالش آمده بود، باز هم اندکی سردرد داشت، اما چیزی به او نگفت، زیرا ترسید او را دیدارشان را به وقت دیگری موکول کند یا.......
1 2 3 4 5
متن بررسی *
0 نظر