کتاب زرد کادمیوم و داستانهای دیگر: مهرنوش و شیوا ده قهوهخانه «پاتوق» از دوچرخههایشان پیاده شدند. دوچرخهها را از گارد جدول کنار خیابان رد کردند و کشیدند داخل پیادهرو. بعد به جکها تکیه دادند و قفل زدند. مهرنوش دهانه قمقمه را به لب گذاشت و یک نفس سر کشید ....