کتاب قصر شیشه ای/ در تاکسی نشسته بودم و فکر می کردم شاید لباس بیش از حد نفیس و پر زرق و برقی برای آن شب پوشیده ام . یکدفعه از پنجره ماشین مادرم را دیدم که سرگرم جستجو در یک سطل آشغال بزرگ بود ......
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *