کتاب برف های کلیمانجارو: حالا به مرگ اهمیت نمی داد . همیشه از درد هراس داشت . او هم به اندازه ی هر کس دیگری طاقت درد را داشت ؛ اما وقتی طولانی می شد کم می آورد ؛ ولی حالا با چیزی درگیر بود که سخت هراس انگیز می نمود ..
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *