کتاب نجوای ناتمام ادل/ دهانت باز و شکفته مانده بود. انگار موسیقی زندگی ات با خاموشی ضربان قلبت تمام نشده بود و تو هنوز موسیقی زندگی ات را، لالایی ات را برای بچه ات می خواندی. لالایی کشته ی باتکلان را اما نمی دانم.
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *