کتاب قایق هایی از آتش : ده نفر بودیم و نام همهی ما رفیق بود. تنها من بودم که پینتور صدایم میکردند. در تاریک روشنای هوا، درست پشت میدان، دور سگ مرده حلقه زده بودیم. همه چیز در مه فرو رفته بود. آغاز اقدام انقلابی و نیز نخستین پیام ما خطاب به ملت....
1 2 3 4 5
عنوان بررسی *
متن بررسی *