میان تاریخ سیاسی جنبشها و انقلابها و تاریخ اجتماعی توسعه و پیشرفت در ایران، همسرشتیها و پیوندهایی استوار برقرار است. هر دو دسته از این تلاشها در فضایی انتزاعی و دور از عوامل و شرایط اجتماعی و تاریخی و فرهنگی و سیاسی ایران شکل نگرفته و نمیگیرند و هر دو تحت تأثیر مسائل پیشینی و پسینی و مزمن و جدید بوده و هستند. پس مطالعهی تاریخی توسعه و سیاست در ایران مطالعهای توأمان و بههمپیوسته است که «مسئلهی ایران بهمثابهی جامعهی در حال گذار» در کانون آن قرار دارد. مسئلهای که اگرچه کلی و مبهم است اما از ظرفیت گفتوگو بر سر کم و کیف موضوع برخوردار است.
0 نظر